خرید بک لینک
گاهي سكوت ميكنم ، نه آنكه حرفي براي گفتن ندارم ، گاهي سكوت مي كنم تا قلبي نشكند ، چشماني خيس نشود ، ياد گرفته ام با ذهن بيمار مردمان شهر بسازم ، من قانون جنگيدن را بلد نيستم ، هميشه پي آرامش بودم و هستم .... ، كم نديدم خنجر به دستاني كه فقط زدنند و باز گله كردنند ، شهر تلخم پر از خنجر بدست است ...

و سكوت براي من زيباتر از جنگيدن با خنجر بدستان بد خيال و .... است .

برچسب: سكوت, نویسنده: لیلا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 14:10

در نخستین ساعت شب، در اطاق چوبیش تنها، زن چینی در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد:« بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را هر یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جان مرده اش در لای دیوار است پنهان آنی از این دلگزا اندیشه ها راه خلاصی را نمی داند زن چینی او، روانش خسته و رنجور مانده است با روان خسته اش رنجور می خواند زن چینی، در نخستین ساعت شب: ـــ « در نخستین سا

برچسب: تصوير,زيبا, نویسنده: لیلا سلیمانی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 19:06

سلام به رفقاي خوبم .... اين چهارشنبه شب يه لطف ميثم طاهري عزيز ديداري تازه خواهيم كرد ،

برچسب: تازه, نویسنده: لیلا سلیمانی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 19:06

همه جا تاريك است و حتي تور كمي به چشم نميرسد ، گاهي دلم ميخواهد چراغ را روشن كنم و دنيا روشن بشه ، مثل كودك در آغوش مادر آرام بگيرم ، دوست دارم تمام قشنگي هاي زندگي ام را در اتاقي كوچك بچينم و دوباره كودك بشم ، برم به كوچه هاي كودكي ، روياهاي كودكي فشنگتر بودند من سبكتر بودم بيشتر ميدويدم بيشتر بازي ميكردم بيشتر خوش بودم ... دلم مي خواست چراغ را روشن كنم ....دلم مي خواست از اين تاريكي رها شوم ...

برچسب: چراغ, نویسنده: لیلا سلیمانی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 19:06

رو به رويم ديواري از سنگ ....

نگاهم به نگاهش خيره شد

چشمانش زيباترين چشمان دنيا بود ، من بارها به او گفته بودم كه زيباترين چشم هاي دنيا را دارد

دلم براي چشمانش و تن پوش سفيدش كه زيبايي اش را دو چندان ميكرد تنگ شده است

دلم براي بوي عطرش تنگ است

رو به رويم ديوار سنگي

دلم پر از دلتنگي ....

اينم آخر قصه دلدادگي ، تنهايي تنهايي و تنهايي .....

*** دلنوشته اي كودكانه از حال دلم ساده گويي كودكانه بي هيچ ابهامي توضيحي عميق از دلتنگي .....

برچسب: ديوار,سنگي, نویسنده: لیلا سلیمانی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 19:06

بی تو جای خالی ات انکار می خواهد فقطزندگی لبخند معنادار می خواهد فقطچشم ها به اتفاق تازه عادت می کنندسر اگر عاشق شود دیوار می خواهد فقط بغض وقتی می رسد شاعر نباشی بهتر استبغض وقتی گریه شد خودکار می خواهد فقطچشم های خیسم امشب آبروداری کنیدمرد جای گریه اش سیگار می خواهد فقط**** اون سر دنيا هم كه باشي باز دلت براي كوچه و عشق كودكي و بچه هاي محله تنگ ميشه .... ، اينهمه رنگ و صدا ، اينهمه هياهو تازه ام

برچسب: شاعر, نویسنده: لیلا سلیمانی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 19:06

صفحه بندی